منظومه شمسی

ستاره ها

ستاره ها درخشان هستند ونورخودرا ازخورشید میگیرند
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 10:35  توسط moghadam  | 

منظومه شمسی

 

 

منظومه شمسی

مقدمه 

شکل گیری منظومه شمسی حدود 5 میلیارد سال پیش، از ابری متشکل از گاز و غبار بین ستاره ای، آغاز گردید. جاذبه باعث انقباظ ابر شده و کره متراکمی از گاز در مرکز ابر بوجود آورد. جاذبه همچنان باعث دوران هرچه سریعتر ابر شد. هنگام دوران، مواد موجود در ابر، پهن شد و حلقه ای بوجود آمد که نواحی متراکم مرکزی را در بر می گرفت. سرانجام در این ناحیه متراکم، گرکای لازم برای وقوع واکنشهای هسته ای فراهم گشت و بدین ترتیب،‌ستاره خورشید بوجود آمد. اعضای کوچکتر منظومه شمسی از مواد موود در این حلقه بوجود آمدند. این اعضا عبارتند از سیارات، سیارکها و ستاره دنباله دار.

 خانواده منظومه شمسی

تمام اجرام آسمانی که در یک منظومه مداری قرار دارند، تحت تاثیر جاذبه ای دو جانبه به دور یک جرم مشترک مرکزی می چرخند. در منظومه زمین – ماه مرکز جرم مشترک در فاصله 4748 کیلومتری (2950 مایلی) هسته زمین قرار داشته و از سطح زمین خارج نشده است. در مورد منظومه شمسی، مرکز جرم مشترک همواره با تغییر موقعیت نسبی سیاره ها،‌در حال تغییر است. این مرکز در فاصله ای حدود 300000 کیلومتر (18600 مایل) خارج از سطح خورشید قرار دارد.

 

سیارات منظومه شمسی

* سیاره ماه

* سیاره عطارد

* سیاره زهره

* سیاره زمین

* سیاره مریخ

* سیاره مشتری

* سیاره زحل

* سیاره اورانوس

* سیاره نپتون

* سیاره پلوتون

* سیاره سدنا

مقدمه 

در آغاز ستاره شناسی، جهان زمین مرکز تصور می شد و زمین، ثابت و در مرکز آن بود و خورشید، سیارات و ستارگان حول آن می گشتند. سپس در سال 1543 نیکلا کپرنیک، ستاره شناس لهستانی (1543 - 1473)، در کتابش تحت عنوان گردش افلاک آسمانی جهان خورشید مرکز را پیشنهاد نمود.

در این فرضیه افراطی خورشید در مرکز جهان قرار می گرفت و زمین و پنج سیاره شناخته شده دیگر در مدارهایی حولش می چرخیدند. این الگوی ارائه شده توسط کپرنیک اساس دیدگاه نوین ما درباره منظومه شمسی شد.

منظومه شمسی ازدیدگاه کپلراما یوهان کپلر، دستیار تیکو براهه، نظریه کوپرنیکی را پذیرفت. کپلر که یک ریاضیدان بود، سه قانون در مورد مدار سیاره ها تدوین کرد. او با بررسی دقیق مشاهده های براهه از مریخ، به این نتیجه رسید که مریخ در مداری بیضیشکل حرکت می کند، نه دایره ای. قانون اول حرکت سیاره ای کپلر می گوید : هر سیاره ای در مداری به شکل بیضی حرکت می کند، که خورشید در یکی از کانون های آن قرار دارد.

قانون دوم کپلر سرعت متغیر سیاره را در مدارش توصیف می کند : هر قدر سیاره به خورشید نزدیکتر باشد، سرعت آن بیشتر است و هر قدر سیاره از خورشید دورتر باشد، سرعت آن در مدارش کمتر است. کپلر (گرانش(جاذبه))، نزدیک می شد بی آنکه به وضوح آن را بیان کند.

قانون سوم کپلر فاطله سیاره خورشید را با دوره تناوب آن ارتباط می دهد : زمانی را که طول می شکد تا یک بار به دور خورشید گردش کند، دوره تناوب سیاره می نامند. این قانون می گوید که توان دوم دوره تناوب، یعنی I2 برابر با توان سوم فاصله یا D3 است.

منظومه شمسی ازدیدگاه گالیله

در همان حال که کپلر این قانون ها را بیان می کرد، گالیله ئو دانشمند ایتالیایی، گام بزرگ دیگری در راه پیشرفت اختر شناسی برمی داشت. او با استفاده از تلسکوپ که به تازگی اختراع شده بود، به سیاره ها، ماه و خورشید نگاه کرد. (کار اخیر او ، یعنی نگاه کردن به خورشید اشتباه بود).

او با تلسکوپ مستقیما به خورشید نگاه کرد و برای مدتی بینایی خود را از دست داد. آنچه او در آسمان می دید، با آموزشهای یونانیان باستان سازگار نبود. مثلا او مشاهده کرد کهماه به هیچ وجه کره کامل نیست و مانند زمین دارای کوه و دره است.

گالیله همچنان کشف کرد که زهره، مانند ماه، صور مختلف دارد. او نخستین کسی بود که چشمش به قمرهای مشتری افتاد و با تلسکوپ خود متوجه شد که شمار ستارگان، بیشتر از آن است که با چشم برهنه (غیر مسلح) دیده  شود.

منظومه شمسی ازدیدگاه نیوتن

در اواخر قرن هفدهم یک دانشمند بزرگ انگلیسی، به نام آیزاک نیوتن، قانون نیروی جاذبه (گرانش) را کشف کرد. این قانون می گوید که اشیاء با نیروی جاذبه، به طرف یکدیگر کشیده می شوند. قدرت این نیرو بستگی به مقدار جرم اشیاء و فاصله آنها از یکدیگر دارد. قانون جاذبه توضیح می دهد که چرا مدارهای سیاره ای و قمری به شکل بیضی هستند. این قانون حرکت همه  اشیاء را در جعان تبیین می کند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:44  توسط moghadam  | 

کشف بخار آب بر روی سیاره ای


کشف بخار آب بر روی سیاره ای فرازمینی  توسط اسپیتزر ناساسیاره ای فرازمینی موسوم به HD ۱۸۹۷۳۳b که هر دو روز یکبار و با فاصله ای بسیار کم به دور ستاره اش می چرخد و در حال گرم می باشد کشف شده است . اخترشناسان فکر می کنند که سیاره هایی از این نوع ، که مشتریهای داغ نامیده میشوند، دارای بخار آب در اتمسفر خود هستند.
که البته هنوز مدارک قطعی برای این امر وجود ندارد. این اطلاعات اخیر هنوز متقاعد کننده ترین دلیل برای مرطوب بودن (دارای بخار آب) این سیارات هستند. جیوانا تینتی (Giovanna Tinetti) کارمند سازمان فضایی اروپا در موسسه اخترشناسی پاریس فرانسه در این رابطه می گوید:
ما از داشتن شواهدی مبنی بر نشانه های وجود آب بر روی سیاره ای با تریلیونها مایل فاصله، شگفت زده شده ایم. اگرچه همانطور که میدانیم آب ماده ای ضروری برای حیات است، اما بعید است که در مشتریهای داغ دارای آب هیچ گونه موجودی وجود داشته باشد. اندازه گیریهای قبلی اسپیتزر نشان می دهد که HD ۱۸۹۷۳۳b سیاره ای آتشین با دمای متوسط ۱۰۰۰ درجه کلوین (۱۳۴۰ درجه ی فارنهایت) است. سرانجام اخترشناسان با استفاده از ابزاری مثل ابزار اسپیتزر امید دارند روی سیاره های صخره ای و قابل سکونت مانند زمین آب پیدا کنند.
سین کری ((Sean Carey عضو مرکز علمی اسپیتزر ناسا در موسسه ی فناوری پاسادنا در کالیفرنیا می گوید: یافتن آب روی این سیاره به ما نشان می دهد که احتمالاً سیارات دیگر در جهان ، حتی سیاره های صخره ای، هم می توانند آب داشته باشند.
اکتشافات اخیر قسمتهایی از رشته ی جدیدی از علم هستند که شرایط جوی سیارات فرازمینی را بررسی می کند. سیارات فوق العاده دور نمی توانند مستقیماً دیده شوند، اگرچه در چند سال گذشته اخترشناسان شروع به جمع آوری اطلاعاتی درباره اتمسفر آنها با رصد زیرمجموعه ای از مشتری های داغ که از دید زمین در حال گذر از مقابل ستاره شان هستند، کرده اند.
در ابتدای امسال اسپیتزر اولین تلسگوپی بود که نور دو مشتری داغ در حال ترانزیت (گذر از مقابل ستاره شان از دید زمین) را آنالیز کرد، HD ۱۸۹۷۳۳b و HD ۲۰۹۴۵۸b. یکی از ابزارش به نام طیف سنج ، این دو سیاره را هنگامی که پشت ستاره شان بودند (در حالت گرفت ثانویه) رصد کرد. این اولین طیف از نور یک سیاره ی فرازمینی بود. نتایج از خشک بودن آنها حکایت داشت چون ساختار اتمسفر این سیارات پیدا کردن آب با این روش را مشکل می کند.
بعداً تیمی از اخترشناسان با آنالیز اطلاعاتی از نور مرئی سیاره که از طریق تلسکوپ فصایی هابل بدست آمده بود سرنخهایی از وجود آب بر روی HD ۲۰۹۴۵۸b پیدا کردند. اطلاعات هابل هنگامی بدست آمدند که در حال عبور از جلوی ستاره اش بود پدیده ای که گرفت اولیه نام دارد. حال تینتی و تیمش بهترین مدارک مبنی بر وجود مشتریهای داغ دارای آب را با دیدن گرفت اولیه ی HD ۱۸۹۷۳۳b در طول موج فروسرخ با اسپیتزر بدست آورده اند.
در این روش تغییرات در نور فروسرخ ستاره، که هنگام عبور از اتمسفر سیاره پالایه می شود، هنگام حرکت ستاره اندازه گیری می شوند. اخترشناسان گرفت را با دوربین تنظیم کننده ی فروسرخ اسپیتزر در سه طول موج مختلف فروسرخ رصد کرده اند و متوجه شده اند که برای هر طول موج مقدار متفاوتی نور توسط سیاره جذب شده است ، الگویی که توسط آن این جذب با طول موجها تفاوت دارد احتمالاً از وجود بخار آب سرچشمه میگیرد. تینتی می گوید:
مولکول آب تنها مولکولی است که می تواند این رفتار را توجیه کند، رصد گرفتهای اولیه در نور فروسرخ بهترین راه برای جستجوی این مولکول در سیارات فراخورشیدی است.
آب روی HD ۱۸۹۷۳۳b داغتر از آن است که برای تشکیل ابر متراکم شود؛ اگرچه رصدهای قبلی از سیاره توسط اسپیتزر و دیگر تلسکوپهای روی زمین و خارج از زمین اشاره به وجود احتمالی ابرهای خشک دارد که در امتدادش بادهای مرتفع و طرف رو به خورشیدش که از طرف تاریک سیاره گرمتر است وجود دارند.
HD ۱۸۹۷۳۳b ، با فاصله ی ۶۳ سال از ما در صورت فلکی روباهک قرار دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:41  توسط moghadam  | 

به استقبال سیاره سرخ

به استقبال سیاره سرخ

به استقبال سیاره  سرخ●عقاید گذشتگان
سیاره ی مریخ برای هزاران سال همچون بیگانه ای بی نام ونشان و به صورت جسمی نورانی و قرمز گون در میان ستارگان آسمان شب می درخشید. زمانی همچون یک تکه زغال افروخته به نظز می رسید که وحشت و اضطراب تماشاگران را همراه داشت و زمانی هم کم نور و بی فروغ شده و برای مدتی به فراموشی سپرده می شد. ملل باستان نام های مختلفی به این جسم قرمزگون داده بودند. مهربان باستان که تمدن عظمیشان در کناره ی رود نیل قرار داشت آن را فرمانروای سرخ می نامیدند. بابلیان آن را « ستاره ی مرگ» لقب داده بودند. یونانیان نیز آن را به جنگ و خونریزی ارتباط می دادند و به آن الهه ی آتشین یا جنگ می گفتند که همان خدای مارس رومیان بود. یونانیان باستان که بیشتر از دید عقلی به مسائل نظر می کردند متوجه شدند که این ستاره ی سرخ سرگردان حرکتی محسوس و عجیب در میان ستارگان ثابت دارد.
●حرکات مرموز مریخ
سیارات را می توان به دو گروه سیارات داخلی و خارجی تقسیم می کنند. سیارات عطارد و زهره، داخلی هستند چرا که مدار گردش آنها در داخل مدار زمین واقع است.بقیه سیارات یعنی مریخ، مشتری، زحل و ... سیارات خارجی هستند که مدارشان فراتر از مدار زمین می باشند. برای یک ناظر زمینی سیارات خارجی می توانند در موقعیتی مخالف موقعیت خورشید در آسمان قرار بگیرند به عبارت دیگر زمین بین آنها و خورشید واقع شود که به این حالت مقابله می گویند. به هنگام مقابله ، سیاره ی خارجی حداقل فاصله را از زمین خواهد داشت و ناظر آن را در حداکثر نورانیت خود خواهد دید.
سیاره با غروب خورشید، در افق شرق طلوع و با طلوع خورشید، در افق غرب غروب می کند. حرکت عادی مریخ در اسمان از شرق به غرب است ولی در حالت مقابله برای مدت کوتاهی متوقف می شود سپس حرکتش معکوس شده و برایزمان محدودی حرکت برگشتی ( رجعی ) را از خود نشان می دهذ.بعد از آن مجددا" متوقف شده و سپس حرکت قبلی خود را در پیش می گیرد. سیاره مشتری و زحل نیز به هنگام مقابله حرکتی مشابه دارند ولی به دلیل جابجایی کمتری که در مقایسه با مریخ دارند حرکت رجعی آنها نیز کندتر و قوس برگشتی کوتاهتری را می پیمایند.
این نوع حرکات غیرمعمول سیارات خارجی و خصوصا" مریخ برای ستاره شناسان گذشته عجیب و مایوس کننده بود چرا که با نظریات منظومه ای آن دوران مغایرت داشتند. تیکو براهه ستاره شناس دانمارکی که در سال١۵۸۳میلادی دریافت که مریخ به هنگام حرکت رجعی حدود نیم درجه در آسمان جا بجا می شود که نسبت به زمان دیگر بیشتر بود و این موضوع ثابت می کرد که مریخ می تواند به زمین نزدیکتر شود. واقعیتی که در نظریه ی خورشید مرکزی کوپرنیک یافت می شد ولی از نظریه زمین مرکزی بطلمیوس قابل برداشت نبود. با این حال هنوز عقاید کوپرنیک ، تیکو را متقاعد نمی کرد. بنابراین او حالت میانه ای را درنظر گرفت که به نظر یه منظو مه ای تیکو موسوم است و در آن زمین همچنان مرکز عالم است و سیارات به دور خورشید می گردند در حالی که خورشید به دور زمین گردش می کند. کپلر، ستاره شناس آلمانی نیز در بررسی هایش ملاحظه کرد که مدار مریخ آن چنانکه کوپرنیک معتقد به دایره بودن آن بود دایره نیست بلکه بیضی شکل است. در مدار بیضی شکل مریخ ، خورشید جای یک کانون را اشغال کرده است و کانون دیگر تهی است . کپلر مدار سیارات دیگر را نیز بررسی کرد و سرانجام قوانین مشهود حرکت سیارات را تنظیم و ارا&#۶۵۱۶۳;ه نمود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:39  توسط moghadam  | 

سیاره زحل

سیاره زحل

سیاره زحلزحل بعد از سیاره مشتری بزرگترین سیاره در منظومه شمسی می باشد. این سیاره دارای هفت حلقه مسطح به دور خود است. این هفت حلقه در واقع شامل تعداد زیادی حلقه های باریک که با ذرات یخی درست شده اند، می باشند.
این حلقه ها زحل را به یکی از زیباترین اجرام آسمان در منظومه شمسی تبدیل کرده اند. به جز زحل، سیارات مشتری، نپتون و اورانوس نیز دارای حلقه هایی می باشند که نسبت به حلقه های زحل بسیار کم نورترند.
زحل سیاره ایست با هفت حلقه به دور خود. در این تصویر قسمتی از حلقه ها در سایه سیاره پوشانده شده است. سفینه کاسینی که در سال ۱۹۷۷ برای مطالعه زحل ارسال گردید، این تصویر را با نور واقعی از این سیاره تهیه کرد.
قطر زحل در استوا ۱۲۰.۵۴۰ کیلومتر، تقریبا ۱۰ برابر قطر زمین است. این سیاره از زمین با چشم غیر مسلح قابل رویت است البته حلقه های آن دیده نمی شوند. زحل آخرین سیاره ای بود که ستاره شناسان باستان موفق به کشف آن شده بودند. این سیاره به مناسبت خدای کشاورزی رومیان، ساتورن نام گرفت.
زحل در مداری بیضی شکل به دور خورشید در حرکت است. بیشترین فاصله آن از خورشید ۱.۵۱۴.۵۰۰.۰۰۰ کیلومتر و کمترین فاصله آن ۱.۳۵۲.۵۵۰.۰۰۰ کیلومتر است. یک سال در زحل معادل ۱۰.۷۵۹ روز و یا ۵/۲۹ سال زمینیست.
● گردش
زحل علاوه بر گردش انتقالی خود به دور خورشید، حول محور عمودی فرضی خود نیز در گردش است. زاویه این محور ۲۷ درجه می باشد.
بعد از مشتری، زحل سریعترین گردش وضعی در بین سیارات دیگر منظومه شمسی را دارد. یکبار گردش این سیاره به دور خود تنها ۱۰ ساعت و ۳۹ دقیقه به طول می انجامد. به دلیل این حرکت گردشی سریع، قطر استوایی این سیاره ۱۳.۰۰۰ کیلومتر از قطر قطبی آن بیشتر است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:37  توسط moghadam  | 

ونوس،جواهری در آسمان

ونوس،جواهری در آسمان

ونوس،جواهری در آسمان

ونوس (ناهید یا زهره) به دلیل تشابه اندازه، جرم، چگالی و حجم به خواهر دوقلوی زمین شهرت گرفته است. قطر این سیاره در حدود ۱۲.۱۰۰ کیلومتر و تقریبا ۶۴۴ کیلومتر کمتر از قطر زمین می باشد. هیچ سیاره ای به اندازه ونوس به زمین نزدیک نمی شود. در نزدیکترین حالت، فاصله ونوس از زمین حدود ۳۸.۲ میلیون کیلومتر است.
از منظر ساکنین زمین، ونوس از هر سیاره و حتی ستاره دیگری درخشان تر است. در زمانهای مشخصی از سال، ونوس اولین سیاره یا ستاره ایست که در هنگام غروب در قسمت غربی آسمان مشاهده می شود. در زمانهای دیگر، ونوس آخرین سیاره یا ستاره ایست که پس از طلوع آفتاب در قسمت شرقی آسمان وجود دارد. هنگامیکه ونوس در آستانه درخشانترین فاز خود است، در نور روز نیز قابل مشاهده می باشد.
ستاره شناسان دوران باستان، جرمی را که به هنگام روز مشاهده می کردند، فسفر (به معنای جسم تابنده) و جرمی را که به هنگام غروب در آسمان می دیدند، هسپروس (Hesperus) به معنای ستاره شامگاهی، نامگذاری کرده بودند. بعدها آنها فهمیدند که این دو جرم در واقع یک سیاره است و آن را به افتخار الهه عشق و زیبایی ونوس نامیدند.
● مدار
ونوس دومین سیاره از منظومه شمسی است که میانگین فاصله آن تا خورشید ۱۰۸.۲ میلیون کیلومتر می باشد. به منظور قیاس، لازم به ذکر است که فاصله زمین، سومین سیاره منظومه از خورشید ۱۵۰ میلیون کیلومتر و فاصله عطارد، نخستین سیاره منظومه از خورشید ۵۷.۹ میلیون کیلومتر می باشد.
سیاره ونوس تقریبا در یک مدار دایره شکل به دور خورشید در گردش است. دورترین فاصله این سیاره از خورشید ۱۰۸.۹ میلیون کیلومتر و کمترین فاصله آن ۱۰۷.۵ میلیون کیلومتر می باشد. مدار بقیه سیارات منظومه شمسی بیضی شکل است. یک سال در ونوس معادل ۲۲۵ روز زمینی می باشد.
● فاز
هنگام رصد ونوس به کمک تلسکوپ تغییراتی در شکل و اندازه آن مشاهده می شود. این تغییرات آشکار را که شبیه تغییرات ظاهری ماه است، فاز می نامند. این تغییرات به این دلیل است که در زمانهای مختلف، قسمتهای روشن سیاره که از زمین دیده می شوند متفاوت می باشند.
از آنجائیکه زمین و ونوس هر دو به دور خورشید در گردشند، هر ۵۸۴ روز یکبار ونوس در گوشه ای از خورشید مشاهده می شود.
در این هنگام تقریبا همه قسمتهای روشن سیاره قابل رویت است. با حرکت ونوس به دور خورشید و به سمت زمین، قسمتهای روشن آن کمتر و سایز سیاره بزرگتر به نظر می رسد. پس از گذشت تقریبا ۲۲۱ روز، تنها نیمی از سیاره قابل رویت است. پس از ۷۱ روز دیگر، ونوس به سمتی از خورشید که زمین نیز در آنجا قرار می گیرد، نزدیک می شود و تنها هلال باریکی از آن قابل رویت خواهد بود.
هنگام حرکت ونوس به سمت زمین، این سیاره نزدیک غروب دیده می شود و هنگام عبور این سیاره پس از زمین، صبح زود مشاهده می گردد.
● گردش سیاره
در حالیکه ونوس به دور خورشید در حرکت است، به آرامی حول محور طولی خود نیز گردش می کند. محور طولی ونوس عمود بر صفحه گردش مداری سیاره نیست بلکه نسبت به آن زاویه ای حدود ۱۷۸ درجه دارد. بر خلاف زمین، ونوس در جهت گردش خود به دور خورشید، حول محور طولی خود نمی چرخد بلکه بر خلاف آن در حرکت است. از منظر بیننده ای که بر روی ونوس است، خورشید از غرب طلوع و از شرق غروب می کند. هر دور وضعی و به عبارتی هر یک روز در این سیاره معادل ۲۴۳ روز زمینی طول می کشد و از یکسال آن که معادل ۲۲۵ روز زمینی می باشد، طولانی تر است.
● سطح و جو
گرچه ونوس خواهر دوقلوی زمین است اما شرایط سطح آن با زمین تفاوت های بسیار زیادی دارد. سیاره شناسان مشکلات زیادی برای شناسایی شرایط سطح این سیاره داشتند به این دلیل که جو ونوس همیشه با لایه ای بسیار ضخیم از ابر اسید سولفوریک پوشیده شده است. آنها برای شناخت این سیاره از رادار، تجهیزات رادیویی ستاره شناسی و کاوشگرهای فضایی استفاده می کنند. تا همین اواخر، بیشتر دانش سیاره شناسان از ونوس توسط رادارهای مشاهده گر زمینی، کاوشگر ونرای (Venera) جماهیر شوروی و کاوشگر پایونیر (Pioneer) ایالات متحده به دست آمده بود. در سال ۱۹۹۰، کاوشگر ماژلان (Magellan) ایالات متحده گردش خود به دور ونوس را آغاز کرد و توسط رادار از سطح این سیاره نقشه هایی تهیه نمود.
سطح ونوس بسیار داغ و بسیار خشک است. به دلیل دمای بسیار زیاد وجود آب مایع در سطح آن غیر ممکن است.
سطح این سیاره پوشیده از منطقه های گوناگونی شامل سطوح مسطح، کوهستان، دره و شیار است. حدود ۶۵ درصد از سیاره را دشتهای صاف و مسطح پوشانده است. در این دشتها هزاران دهانه آتشفشان با قطرهای مختلف از ۸/۰ تا ۲۴۰ کیلومتر وجود دارد. شش منطقه کوهستانی ۳۵ درصد از سطح سیاره را به خود اختصاص داده اند. ارتفاع یکی از این کوهستانها به نام مکسول (Maxwell) که در منطقه ایشتار ترا (Ishtar Terra) قرار گرفته است ۳/۱۱ کیلومتر و طول آن حدود ۸۷۰ کیلومتر می باشد. این مرتفع ترین منطقه بر روی ونوس است. در منطقه ای به نام بتا رژیو (Beta Regio) دره ای به عمق ۱ کیلومتر وجود دارد.
چاله هایی نیز در سطح ونوس به دلیل برخورد سنگ های آسمانی با سیاره وجود دارند. ماه، مریخ و عطارد با چنین چاله هایی پوشیده شده اند ولی تعداد چاله ها بر روی ونوس به طور قابل توجهی اندک است. از کمیاب بودن این چاله ها بر روی ونوس، سیاره شناسان چنین استنتاج نموده اند که عمر سطح فعلی سیاره ونوس کمتر از ۱ بیلیون سال است.
مناطقی بر روی ونوس وجود دارند که به هیچ چیز بر روی زمین شبیه نیست. برای مثال تاجهایی حلقه مانند با قطرهای مختلف (بین ۱۵۵ تا۵۸۰ کیلومتر) که دانشمندان تصور می کنند این تاجها در اثر خروج مواد مذاب از دل این سیاره شکل می گیرند. همچنین در ونوس مناطقی وجود دارد که در آنجا شیارها و لبه هایی در جهات مختلف به وجود آمده اند.
جو ونوس از بقیه سیارات منظومه شمسی سنگین تر است. به طور عمده این جو شامل دی اکسید کربن، مقدار کمی نیتروژن و بخار آب می باشد. مقادیر بسیار اندکی آرگون، مونوکسید کربن، نئون و دی اکسید سولفور نیز در آن ردیابی شده است. فشار جوی در ونوس ۹.۱۲۲ کیلو پاسکال تخمین زده می شود. این مقدار ۹۰برابر فشار جوی در زمین (معادل ۱۰۱ کیلو پاسکال) است.
● دما
دمای لایه های بالایی جو ونوس به طور میانگین ۱۳ درجه سانتیگراد می باشد، در حالیکه دمای سطح این سیاره به ۴۶۵ درجه سانتیگراد می رسد. ونوس داغ ترین سیاره منظومه شمسی و داغ تر از اغلب کوره ها است.
گیاهان و جانداران زمینی به دلیل دمای بسیار زیاد ونوس نمی توانند به حیات در این سیاره ادامه دهند. دانشمندان هنوز هیچ گونه ای از حیات را بر روی این سیاره کشف ننموده و تردید دارند که نوعی از آن در آینده پیدا شود.
بیشتر دانشمندان بر این باورند که دمای شدید سطح ونوس به دلیل تاثیرات پدیده گلخانه ایست. یک گلخانه به پرتوهای پر انرژی خورشید اجازه ورود می دهد ولی از خروج گرما جلوگیری می کند. ابرهای ضخیم و اتمسفر غلیظ ونوس نیز به همین شکل عمل می کنند. پرتوهای تابناک خورشید به درون جو سیاره راه پیدا می کنند اما انبوه قطرات بسیار ریز اسید سولفوریک و مقادیر زیاد دی اکسید کربن در ابرهای ونوس، به نظر مانند تله ای، بیشتر انرژی خورشید را در سطح سیاره محبوس کرده اند.
● جرم و چگالی
جرم ونوس تقریبا چهار پنجم جرم زمین است. نیروی گرانش آن کمی از گرانش زمین کمتر می باشد از این رو جرمی معادل ۱۰۰ پوند بر روی زمین، حدود ۸۸ پوند بر روی ونوس وزن خواهد داشت. چگالی ونوس نیز اندکی از چگالی زمین کمتر است.
ط پروازهایی به ونوس
ونوس نخستین سیاره ای بود که توسط یک فضاپیمای در حال عبور مورد مشاهده قرار گرفت. فضاپیمای بدون سرنشین مارینر ۲ ایالات متحده در ۱۴ دسامبر ۱۹۶۲ از فاصله ۳۴.۷۶۰ کیلومتری این سیاره عبور نموده و موفق به اندازه گیری شرایط مختلف سطح و اطراف سیاره گردید. برای مثال به کمک تجهیزات خاصی که در فضاپیما وجود داشت، دمای شدید سیاره اندازه گیری شد.
دو فضاپیمای بدون سرنشین شوروی نیز در سال ۱۹۶۶به کاوش در ونوس پرداختند. ونرا ۲ (Venera ۲) در ۲۷ فوریه از ۲۴.۰۰۰ کیلومتری ونوس عبور کرد و ونرا ۳ (Venera ۳) در اول مارس با اتمام ماموریت خود به درون سیاره سقوط نمود.
در اکتبر ۱۹۶۷، از دو کشور ایالات متحده و شوروی فضاپیماهایی به ونوس ارسال شد. ونرا ۴، فضاپیمای شوروی، کپسول تجهیزات را توسط پاراشوت به داخل جو سیاره انداخت. مارینر ۵، فضاپیمای ایالات متحده، از ۳.۹۹۰ کیلومتری سیاره عبور نمود.
این فضاپیما میدان مغناطیسی شناسایی ننمود. هر دو فضاپیما وجود مقادیر زیادی دی اکسید کربن در جو سیاره را گزارش کردند. در ۱۵ دسامبر ۱۹۷۰، ونرا ۷ ، فضاپیمای شوروی، بر روی ونوس فرود آمد. در ۵ فوریه ۱۹۷۴، ایالات متحده کاوشگر سیاره ای خود، مارینر ۱۰ را به نزدیکی این سیاره فرستاد. این کاوشگر برای نخستین بار تصاویری که در فاصله نزدیک از ونوس تهیه نمود را به زمین ارسال کرد.
در ۲۲ اکتبر ۱۹۷۵، فضاپیمای بدون سرنشین شوروی به نام ونرا ۹ بر روی ونوس فرود آمده و اولین تصاویر از سطح سیاره را تهیه نمود. سه روز بعد فضاپیمای بعدی شوروی یعنی ونرا ۱۰ به ونوس رسید. این فضاپیما تصاویری از سطح ونوس تهیه کرد، فشار جوی سیاره را اندازه گیری نمود و ترکیب بندی سنگ های سطح سیاره را مشخص کرد.
چهار فضاپیمای بدون سرنشین در دسامبر سال ۱۹۷۸، به ونوس رسیدند. فضاپیمای ایالات متحده به نام پایونیر ونوس ۱ (Pioneer Venus ۱) گردش خود به دور ونوس را در ۴ دسامبر آغاز کرد. این فضاپیما تصاویر راداری از ونوس را برای ما ارسال نمود، از سطح سیاره نقشه ای تهیه کرد و دمای ابرهای بالای سیاره را اندازه گرفت. در نهم دسامبر، پایونیر ونوس ۲ وارد جو ونوس شده و چگالی و ترکیب بندی شیمیایی آن را اندازه گیری کرد. در ۲۱ دسامبر، ونرا ۱۲، فضاپیمای شوروی، در این سیاره فرود آمد. چهار روز بعد ونرا ۱۱ نیز به ورنا ۱۲ پیوست. هر دوی آنها اطلاعاتی در مورد لایه های پائینی جو ونوس ارسال نمودند.
دو فضاپیمای دیگر نیز از شوروی در سال ۱۹۸۲ بر سطح ونوس فرود آمدند. ونرا ۱۳، در ۱۴ مارس و ونرا ۱۴، در پنجم همان ماه. هر دوی آنها ضمن ارسال تصاویر به دست آمده، به آنالیز نمونه های خاک این سیاره نیز پرداختند. در اوایل اکتبر ۱۹۸۳، دو فضاپیمای دیگر شوروی به کمک رادار از قسمتهای شمالی ونوس نقشه برداری کردند. ونرا ۱۵ و ونرا ۱۶ کار نقشه برداری خود را در سال ۱۹۸۴ به اتمام رساندند. هر دوی آنها تصاویر شفاف و واضحی از سطح ونوس تهیه کردند.
فضاپیمای ماژلان ایالات متحده گردش خود به دور سیاره را در ۱۰ آگوست ۱۹۹۰ آغاز نمود. در تصاویر راداری به دست آمده توسط ماژلان، اجرام یا بخش هایی به وسعت ۱۰۰ متر قابل تفکیک می باشند.
● جدول آماری ونوس
▪ جرم (کیلوگرم) ۴.۸۶۹e+۲۴
▪ جرم (زمین =۱) .۸۱۴۷۶
▪ شعاع استوایی ۶,۰۵۱.۸
▪ شعاع استوایی (زمین =۱) .۹۴۸۸۶
▪ میانگین چگالی (گرم در سانتیمتر مکعب) ۵.۲۵
▪ میانگین فاصله از خورشید (کیلومتر) ۱۰۸,۲۰۰,۰۰۰
▪ میانگین فاصله از خورشید (زمین =۱) ۰.۷۲۳۳
▪ گردش وضعی (روز) -۲۴۳.۰۱۸۷
▪ گردش مداری (روز) ۲۲۴.۷۰۱
▪ میانگین شتاب مداری (کیلومتر در ثانیه) ۳۵.۰۲
▪ زاویه محور طولی (درجه) ۱۷۷.۳۶
▪ زاویه صفحه مداری (درجه) ۳.۳۹۴
▪ گرانش سطح در منطقه استوایی ۸.۸۷
▪ شتاب فرار در منطقه استوایی (کیلومتر در ثانیه) ۱۰.۳۶
▪ میانگین دمای سطح ۴۸۲°C
▪ فشار جو (بار) ۹۲
▪ دی اکسید کربن موجود در جو ۹۶%
▪ نیتروژن موجود در جو ۳+%

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:19  توسط moghadam  | 

آیا پلوتون یک سیاره است؟

آیا پلوتون یک سیاره است؟

آیا پلوتون یک سیاره است؟ده ها سال است که پلوتون به عنوان یک سیاره مطرح شده است، اما هنوز ستاره شناسان بر سر تعریف دقیق این جرم آسمانی به توافق نرسیده اند. کشف یک جرم آسمانی بزرگتر و دورتر از پلوتون که به تازگی انجام گرفته است، از تغییر یافتن مشخصات منظومه شمسی ما خبر میدهد.
بسیاری از اختر شناسان اعتقاد دارند که این صخره یخی تازه کشف شده که ۲۰۰۳ UB۳۱۳ نام گذاری شده است، باید دهمین سیاره منظومه شمسی باشد.
در کنفرانس ۱۲ روزه ای که از روز دوشنبه در پراگ، پایتخت جمهوری چک، آغاز شده است، دانشمندان یک آمارگیری کهکشانی از انواع اجرام آسمانی را انجام میدهند. از دیگر مواردی که احتمال رخ دادن آن در این دیدار اتحادیه بین المللی نجوم وجود دارد، حذف پلوتون از منظومه شمسی یا افزودن یک و شاید چندین سیاره دیگر به این منظومه است.
آلن اشترن (Alan Stern) ، سرپرست بخش علوم فضایی انستیتوی تحقیقات سن آنتونیو (San Antonio) گفته است : "زمان آنکه ما یک تعریف مشخص ارایه دهیم فرا رسیده است. از نظر عموم مردم، این که ما به عنوان ستاره شناس هنوز چنین کاری نکرده ایم، مایه شرمندگی است."
این مناقشه در تابستان گذشته و زمانی شدت گرفت که ستاره شناسی به نام مایکل براون (Michael Brown) از انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا، کشف یک جسم آسمانی بزرگتر از پلوتون را اعلام نمود. این جسم نیز مانند پلوتون در کمربند کویپر (Kuiper Belt) واقع شده است که یک منطقه اسرار آمیز و صفحه مانند یخی شامل مجموعه ای از گرد و غبار و یخ و خرده سیارک ها و جرم هایی از این قبیل است و در مداری به فاصله ۳۰-۵۰ برابر فاصله زمین تا خورشید و پشت مدار نپتون، به دور خورشید میگردد.او این جسم جدید را به طور غیر رسمی زینا Xena نامید که البته با همان نام ۲۰۰۳ UB۳۱۳ به ثبت رسیده است.
بنا بر اندازه گیریهای تلسکوپ فضایی هابل (Hubble)، این شیئ درخشان و سخت حدود ۲۴۰۰ کیلومتر قطر داشته و تقریبا ۱۱۳ کیلومتر عریضتر از پلوتون است. این جسم با فاصله ۱۴.۵ میلیارد کیلومتر از خورشید، دورترین شیئ شناخته شده در منظومه شمسی است.
ین کشف آتش مباحثاتی را برافروخت که از زمان کشف پلوتون در سال ۱۹۳۰ وجود داشته و اکنون به اوج رسیده است. عده ای چنین استدلال میکنند که اگر پلوتون مقام خود را حفظ کند، در این صورت زینا سیاره دهم خواهد بود. گروهی که وسواس بیشتری دارند چنین میگویند که تنها همان هشت سیاره همیشگی در منظومه شمسی وجود دارند و پلوتون و زینا تنها شبه سیاره هستند.
برایان مارسدن (Brian Marsden)، مدیر مرکز سیارکها از اتحادیه نجوم میگوید: "اگر به همان هشت سیاره برگردیم، زندگی بسیار آسان تر خواهد شد."
با این وجود، عده دیگری هم هستند که پیشنهاد میکنند سیاره ها مانند ستاره ها و کهکشانها، بر اساس ساختار به دسته های مختلف تقسیم شوند. برای مثال سیاره مشتری را میتوان "سیاره غول آسای گازی" نام نهاد و پلوتون و زینا را "سیاره های یخی کوتوله" نامید.
تا مدتها اخترشناسان تصور میکردند که اندازه پلوتون در حدود کره زمین است، اما بعدها دریافتند که این "سیاره" حتا از کره ماه هم کوچکتر است. پلوتون از جهات دیگری هم منحصر به فرد بوده است، برای مثال مدار کشیده آن بیشتر به اجرام موجود در کمربند کویپر شبیه است تا یک سیاره سنتی. با این وجود، از آنجایی که در آن زمان پلوتون تنها شیئ شناخته شده موجود در کمربند کویپر بوده، عنوان نهمین سیاره را از آن خود کرده است.
هنگامی که مشاهدات جدید در دهه ۱۹۹۰ از وجود تعداد فراوانی از اجرام مشابه با پلوتون خبر داد، ناگهان تعدادی از دانشمندان به بحث و جدل پرداختند.در سال ۱۹۹۹ اتحادیه بین المللی دست به اقدامی غیر معمول زد و در طی بیانیه ای عمومی، شایعات مبنی بر احتمال حذف نهمین سیاره منظومه شمسی را رد کرد.
این کار نتوانست گروه هایی را از اعتراض به سیاره بودن پلوتون بازدارد. تعداد سیاره های موجود در منظومه شمسی بنابر یافته های جدید دانشمندان، تغییر میکند. همانطور که در سالهای ۱۸۰۰، سرس Ceres در ابتدا به عنوان یک سیاره نام گذاری شده بود اما با یافته شدن اشیاء مشابه در اطرافش، به مقام یک خرده سیاره یا استروئید تنزل یافت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:16  توسط moghadam  | 

رازهای پنهان مریخ


رازهای پنهان مریخ

آیا می دانید دور و اطراف مریخ سیاره ی سرخ رازهای زیادی پنهان است؟شاید دوست داشته باشید درباره ی از بین رفتن کربن در این سیاره بشنوید.همان طور که می دانید زمانی که سیاره ی مریخ بسیار جوان بوده بسیار گرم بوده و روی این سیاره آب مایع از سرچشمه هایی سرازیر بوده است. همین طور که مریخ دارای اتمسفر(جو) ضخیمی از کربن دی اکسید غنی مثل زمین در زمان های قدیم بوده است. اما کربنی که در ابتدا دراتمسفرزمین بوده مشکلات زیادی را بوجود آورده و سنگ هایی ازجنس کربن و نمک مثل سنگ آهک را سوراخ می کرده است. در واقع کربن در همین راه پیدا شد.اگر ما همه ی کربن دی اکسید ها را در روی مکان های ماسه ای و روی سخره های زمین امروزی رها کنیم ما یک اتمسفری خواهیم داشت با بیشترین درصد کربن دی اکسید و بسیار قوی و بزرگ تر از اتمسفری که در حال حاضر داریم مثل جو زهره ی امروزی که بسیارداغ است. پس باید از این به بعد از این پتوی کربن دی اکسیدی محافظت کنیم و آن را حفظ نماییم چون این مقدار موجود کربن دی اکسید بسیار مهم و حیاتی است.بنابراین اگر سیاره ی سرخ و سیاره ی آبی در زمان متولد شدن بسیار شبیه هم بودند به چه دلیلی مریخ دراین سن مانند زمین پر از کربن نیست؟ بنابراین قضیه است که مریخ شناسان هنوز به دنبال این هستند که کربن بیشتری در سرچشمه های مریخ پیدا کنند.شاید مریخ شناسان و کسانی که در این زمینه فعالیت می کنند در مورد این قضیه در مسیر های اشتباهی فکر خود را متمرکز کنند. شاید کربن دی اکسید به طورکامل از بین نرفته باشد.این هفته در نشست انجمن نجوم در قسمت تحقیقات ناسا آمریکا و در قسمت دانش سیارات جفری مور(Jeffry M.Moore) در کمبریج لندن یک نظریه ی اساسی داد که در این نظریه به این نکته اشاره کرد که اصلا" در ابتدا کربن روی مریخ بوجود نیامده بوده.وقتی مریخ جوان بوده پراز آتشفشان های فعال بوده که بسیارپهناور بوده اند که گوگرد زیادی را وارد هوا می کرده اند . گوگرد در هوا با اکسیژن و هیدروژن ترکیب شده و تشکیل سولفوریک اسید داده و به همراه باران گوگرد در هوا قبل از کربن از بین رفته است. بنا براین روی سطح مریخ باریده است.مور گفت:در اتمسفر مریخ قبل از اینکه کربنی وجود داشته باشد از وجود گوگرد رهایی پیدا کرده است چون به صورت کربنیک اسید روی سطح آمده است و سنگ هایی از جنس کربن ونمک مانند سنگ آهک را از بین برده است. قطره های اسیدی روی قطعه سنگ های آهکی ریخته و شروع به حل کردن آن ها کرده است.دراین زمان تمام گوگرد ها از هوا بیرون رفته و مریخ آماده ی این شده که به صورت کربنی در آید.مور توضیح داد که این کار مدت زیادی طول کشیده است. اتمسفر از بین رفته ومریخ سرد و خشک شده و اقیانوس عظیم مریخ یکباره یخ زده . نتیجه ی این یخ زدگی عظیم این شده که هیچ از کربن یا حتی پودر آن هم دیده نمی شود.مهم ترین قسمت این داستان این بخش است که محققان ناسا به تازگی چه چیزهایی از کاوش بر روی مریخ که در یکی از دشت های مریخ است بدست آورده اند.دراطراف محل فرود آمدن کاوشگر اسپیریت سنگ هایی وجود داشته است که سولفات در آنها موجود بوده که باید در حالت اسیدی قوی به وجود آمده باشند.سولفات در سخره های دهانه ی آتشفشانی گاسو هم دیده شده سولفات ها در دو طرف این سیاره نیز دیده شده است که این قضیه از سوی دانشگاه کرونل اعلام شده است که این طور به نظر می رسد که مریخ سیاره ی کربناتی نیست بلکه یک سیاره ای از جنس سولفات است و سولفان غالب بر این سیاره می باشد.اما این فقط یک مدرک اتفاقی است. چه گونه می توان از روی عکس های جدید این قضیه را تشخیص داد در صورتی که تاریخ سیاره ی مریخ چیز دیگری است؟مارک بالاک رئیس سازمان تحقیقات جنوب غربی(دستیار مور) اشاره می کند که جواب این سوال از مواد معادن سرچشمه می گیرد که تا به حال بر حسب اتفاق کشف شده است (پتاسیم . آهن.سولفات وهیدروکسید) این مواد فقط در شرایط آب اسیدی قوی بوجود می آیند. با فهمیدن اینکه می گوید : ما می توانیم نظریات بهتری در باره ی این مواد معدنی روی مریخ پخش هستند بالاک شرایط اسیدی مریخ کهن پیدا کنیم .این محققان در آزمایشگاه خود آزمایش هایی انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که شرایط مریخ کهن به گونه ای است که تلاش بر ته نشین کردن سولفات دارد و کربنی در آن نیست که این همان نتیجه ای است که محققان دیگر گرفته بودند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:15  توسط moghadam  | 

حلقه‌های سیاره‌ای

حلقه‌های سیاره‌ای

حلقه‌های سیاره‌ای

چه اخترشناسان و چه مردم عادی همواره از مشاهده‌ی حلقه‌های دوست داشتنی زحل در تلسكوپ شگفت زده‌اند. اما داستان حلقه‌های سیاره‌ای با نظر به نه سیاره‌ی منظومه‌ی شمسی عمر زیادی ندارند. زحل تنها سیاره‌ای بود كه تا سال ۱۹۷۹گمان برده می‌شد چند حلقه‌ای داشته باشد. در حقیقت مردم در هر كجای دنیا براحتی می‌توانستند حلقه‌های رویت ‌پذیر زحل را تشخیص دهند
حلقه‌های زحل
گالیله كسی است كه مبداء تاریخ استفاده از تلسكوپ برای مطالعه‌ی سیارات را در سال ۱۶۱۰ بنیان نهاد و خود اولین فردی بود كه موفق به رصد حلقه‌های شگفت‌انگیز زحل شد. در ابتدا او گمان می‌برد دو حلقه‌ی كوچكتر حلقه‌ی مركزی سیاره را احاطه كرده‌اند و در سمتی كه اقمار قرار داشتند با آن در تماس بودند. اما دو سال بعد آنگاه كه دوباره به زحل نگریست اعلام كرد كه هر دو حلقه‌ی كوچك زحل ناپدید شده‌اند. این مسأ له زمانی عمیق‌تر شد كه او دوباره در سال ۱۶۱۶ اظهار داشت زحل بوسیله ی یك شیءٍ هلالی احاطه شده است. او آن راansaeنامید كه در لاتین به معنای دستگیره است. بعدها یك اختر‌شناس هلندی به نام كریستسن هویگنز كه یك سال قبل، تیتان بزرگترین قمر زحل را كشف كرده بود، بالاخره راز آن شیئ طبیعی را نیز حل نمود. در سال ۱۶۵۶ او اطلاع داد در سراسر مسیر مدار تیتان ظاهر حلقه‌ها هیچ تغیری نكرده و در نتیجه دریافت كه آن باید یك حلقه عریض، نازك و پیوسته باشد. در سال ۱۶۷۵ رصدها بوسیله‌ی جین دومینیك كاسینی از سر گرفته شد و معلوم شد یك خط نازك و تاریك‌تر حلقه را به دو حلقه‌ی خارجی جدا از هم تقسیم كرده‌است. یك حلقه‌ی خارجی بنام A و حلقه‌ی داخلی بنام Bبعدها رصدها دقیق‌تر شدند و آشكار شد كه آنها هم خود به زیر مجموعه‌های بسیار دیگری تقسیم شده‌اند. به افتخار این دو اخترشناس فضاپیمایی که به سوی زحل رهسپار شد به نام آن دو نامگذاری گردید و اكنون در حال ارسال اطلاعاتی مفید از زحل و اقمار آن است كاسینی به كاوش در اطراف زحل می‌پردازد و كاوشگر هویگنز كاوش در سطح قمر تیتان را به انجام رساند.
طبیعت فیزیكی حلقه‌های زحل: ده‌ها سال پس از اینكه حلقه‌های زحل بوسیله‌ی گالیله رصد شد، طبیعت حلقه‌ها یكی از موضوعات مورد بحث در محافل نجومی گردید. برخی اظهار می‌كردند كه درآن‌ها صفحاتی جامد از مواد هستند در حالیكه دیگران گمان می‌بردند آنها متشكل از میلیون‌ها ذرات كوچكی هستند كه هر یك شبیه به اقماری فرضی به گرد زحل حلقه زده‌ و در حرکتند. رقبای نظریه‌ی صفحات جامد این چنین دلیل می‌آورند كه فعالیت نیروهای كشندی بر روی یك حلقه‌ی جامد باید بسیار قوی باشد تا اینكه بتواند طی مدتی كوتاه حلقه را جدا جدا كند مگر اینكه به احتمال بعید حلقه از مقداری مواد بسیار قوی كه در زمین ناشناخته هستند، ساخته شده باشد.طرفداران نظریه‌ی حلقه جامد پیشنهاد كردند كه در واقع حلقه از نوار- حلقه‌های بسیار باریك ساخته شده‌اند در این صورت نیروهای كشندی برای اینكه فشار كافی جهت جداسازی حلقه ایجاد كنند بسیار کوچک خواهند بود.در سال ۱۶۷۵ رصدها ، خطی بسیار نازك و تاریك را در میان آن حلقه آشكار كردند که آن را به دو حلقه‌ی جدا از هم به‌نام‌های حلقه‌ی بیرونیA
و حلقه‌ی درونی Bتقسیم می‌كرددر اواسط سال ۱۸۵۰ اخترشناسان حلقه‌ای كوچك و جدید را در میان حلقه یB آشكار كردند كه اكنون به‌نام حلقه‌ی C شناخته می‌شود و در واقع همانی بود كه از میان صفحه‌ی زحل كمی نمایان بود. این بطور جدی اشاره می كرد كه حداقل این حلقه جامد نیست. ماهیت طبیعی حلقه‌های زحل بالاخره در سال۱۸۵۷ معین شد. فیزیكدان اسكاتلندی یعنی جیمز كلارك ماكسول كه بعدها نظریه‌ی میدان مغناطیسی را ارائه كرد با استفاده از فیزیك نیوتونی نشان داد كه حلقه‌های جامد با ماهیتی به این باریكی هرگز نمی توانند پایدار باقی بمانندفضاپیمای پایونیر ۱۱ اولین نگاه اجمالی انسان را برای دید تركیبی از حلقه‌های زحل با پرواز به سوی آن در سال۱۹۷۹فراهم كرد و سپس فضاپیماهای ویجر ۱ و ۲ نیز در دهه ۸۰ به زحل فرستاده شدند. تصاویری كه آنها به زمین ارسال دادندحاكی از این بود كه هر سه حلقه به تعداد بسیار زیادی از حلقه‌های باریكتر تقسیم شده‌اند و همه‌ی آنها از خرده ذراتی ساخته شده‌اند كه اندازه آنها از یك دانه شن گرفته بود تا آجرها و سنگهای ساختمانی میباشند. همچنین موقعی که هر یك از فضاپیماها از پشت زحل عبور می كرد، فرصت مناسبی بود تا با استفاده از میزان تضعیف سیگنالهای رادیویی آنها، چگالی حلقه‌ها تعیین گردد. از طریق قیاس و هم‌سنجی اطلاعات فروسرخی، مرئی و فرابنفش تركیبات مواد موجود در حلقه ها تأیید شد . وجود مقدار زیادی مخلوط یخ آب بهمراه مقادیر ناچیزی آهن و گوگرد كه بی‌ثباتی در رنگ زرد مایل به قهوه‌ای در حلقه‌ها را در پی دارند كاملاً تأیید شد. ویجر ۱ در طی پرواز خود پیرامون زحل، تصاویری از مقداری مواد تاریك در طول بالایی حلقه‌ی B گرفت كه قسمت فوقانی حلقه را همچون چرخ پره های موجود در یک چرخ به چند قسمت جدا كرده بود. عقیده بر این بود كه آنها دانه‌های غباری هستند كه از حلقه‌ها بیرون آمده‌اند و بوسیله‌ی ضربه‌های ناشی از شهاب‌سنگها باردار می شوند و به سبب وجود تركیبی از عوامل گرانشی و مغناطیس موقتاً بالای حلقه‌ها معلق می‌مانند. گمان می‌شود خاستگاه حلقه‌های زحل از سرگردانی شی یا اشیاء و شاید هم قمری اززحل منشاء گرفته است؛ كه صد میلیون سال پیش بسیار به سیاره نزدیك شده و به تدریج به چند تكه، تقسیم گردیده است.پس قطعات با هم برخورد كرده‌اند و در برابر یكدیگر سائیده شده و در نتیجه هر یك به قطعات كوچك و كوچكتر تقسیم شده‌اند و سرانجام همه‌ی آنها خود در نواری عریض توزیع گشته‌اند. فضاهای خالی در میان حلقه‌ها نیز بوسیله ی اقماری كه بنام اقمار چوپان هستند ایجاد شده‌اند كه در بیرون و درون حلقه‌ها جای دارند. یكی از اقمار زحل، میماس پدید‌آورنده‌ی فضایی خالی و نسبتاً عریض در میان دو حلقه‌ی A و Bشده است. كاوش منظم زحل با سفر فضاپیمای كاسینی از ۱ جولای ۲۰۰۴ دنبال شده است و انتظار می رود اطلاعات ارزنده‌ای را پیرامون سیاره، حلقه‌ها و اقمار آن و نیز سؤالات سر به مهر زحل فراهم آورد.حلقه‌های پیرامون دیگر سیارات:از میان چهار سیاره‌ی خارجی‌تر منظومه شمسی به غیر از پلوتو، تنها زحل از گذشته‌های دور بطور تزئین شده با حلقه‌هایی دیده شده بود. اگر چه یكی از حلقه‌هایی كه اخترشناسان را به هیجان و امیدواری وا می‌دارد حاصل رویارویی با رصدی شانسی است كه آنها را به كشف غیرمترقبه‌ای در آسمان راهنمایی كرد. داستان كشف حلقه‌های اورانوسی و رمز و راز كمان‌های حلقه‌ای نپتون دو نمونه هستند یكی در شب دهم مارس۱۹۷۷است زمانیكه اخترشناسی امریكایی بنام جیمز الیوت از MIT در حال تلاش برای اندازه‌گیری چگالی جو سیاره‌ی اورانوس بود البته به كمك عملی بنام رصد استتار و یا همان اختفا و به كمك تلسكوپ فروسرخی واقع در رصد‌خانه‌ی ایربرن كوئیپر ناسا. الیوت به هنگام رد شدن ستاره از لبۀ اورانوس مشاهده كرد كه ستاره چندین بار چشمك زد تا اینكه به پشت سیاره رفت و سپس از سوی دیگر اورانوس بیرون آمد. این باعث شد او این چنین استنباط كند كه تنها در صورتی چنین اتفاق می افتد كه اورانوس متناسب با همان تعداد سوسوزدن‌های ستاره بوسیله‌ی حلقه‌هایی احاطه شده باشد. در ژانویه‌ی۱۹۸۶ ویجر ۲ كه در حال عبور از كنار اورانوس بود استنتاج را تأیید كرد و تصاویری نیز از حلقه‌ها به زمین ارسال نمود.
خواستگاه و طبیعت فیزیكی حلقه‌های مشتری:
سیستم حلقه‌ای مشتری برای نخستین بار در سال۱۹۷۹ با سفر دو فضاپیمای ویجر ۱ و ۲ به نزدیكی سیاره كشف شد. علت دیده نشدن حلقه‌های مشتری تا آن زمان از زمین حال چه با رصدهای تلسكوپی (مانند حلقه‌های زحل) یا با اختفا ( همچون حلقه‌های اورانوس) این بود كه حلقه‌های مشتری غباری و در عین حال بسیار نازك ، ظریف و باریك هستند و نمی توانند براحتی نور خورشید را بازتاب كنند و نیز بوسیله‌ی رصدها هم آشكار نمی شدند و یا نور ستارگانی را كه از میان آنها می‌گذشت، جذب نمی‌كردند. اولین نگاه ویجر به سیستم حلقه‌ای مشتری آشكار كرد كه آن متشكل از حلقه‌ای خارجی و مسطح و نازك است كه حلقه‌ی اصلی نامیده می‌شود و حلقه‌ای درونی و نسبتاً ضخیم‌تر كه به سبب ساختار ابرگونه‌اش هاله نامیده شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:14  توسط moghadam  | 

آیا پلوتون سیاره است ؟

آیا پلوتون سیاره است ؟

رسما بله . وقتی پلوتون در سال 1930 میلادی کشف شد، اتحایدیه بین المللی اخترشناسی، آن را به عنوان "سیاره" شناسایی کرد. به رغم مباحثات اخیر، این جرم آسمان هنوز رسما در طبقه بندی جدید جای نگرفته است. معیارهای اساسی شناسایی یک سیاره را می توان به این شرح خلاصه کرد : هر جرم آسمانی که (مستقیما) گرد ستاره ای حرکت کند، ستاره یا شبه ستاره نباشد و آنقدر بزرگ باشد که گرانش خود آن،‌ موجب شود که شکل کروی داشته باشد، سیاره است. پلوتون هر سه شرط را برآورده می کند. اما برخی از دانشمندان معتقدند که پلوتون ممکن است یکی از بزرگترین سیارات کوتوله کمربند کوئیپر باشد. دلایل و مدارات قابل توجهی نیز در تایید و تقویت این نظریه وجود دارد.

منشا پلوتون چیست و از کدام بخش کیهان آمده است ؟

نخست تصورمی شد که پلوتون یکی از اقمار نپتون بوده است. اما وجود شباهتهایی میان ترکیبات و مدارهای پلوتون ویکی ازاقمار نپتون، موسوم به ترایتون، دلالت بر این دارد که ممکن است هر دو آنها قبلا در مدارهای مستقلی گرد خورشید حرکت می کرده اند و بعدا سیاره نپتون، تراتیون را به دام انداخته است. اما با اینکهمدار پلوتون ، مدار سیاره همسایه اش را قطع می کند، هرگز آنقدر به آن نزدیک نمی شود که تحت تاثیر نیروی گرانشی نپتون قرار گیرد و به دام بیفتد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:5  توسط moghadam  |